| |
آن کس که تراشناخت،خود را چه کند؟ |
| |
پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386-2:55
- سعید |
| |
ازروزی که ترا شناخته ام،خودم را فراموش کرده ام.بایدسری به من بزنم وخودم را پیداکنم... پس لطفااز مقابل چشمانم دورشو ، تو را به اندازه ی کافی شناخته ام!
|
| |
لینک ثابت
پیغامی برای خدا |
| |
سه شنبه بیست و ششم تیر 1386-17:1
- سعید |
| |
تو اگر در تپش باغ خدا رادیدی...لطف کن وازجانب من بگو که ماهیها حوضشان بی آب است... قربانت!ماهی سیاه کوچولو
|
| |
لینک ثابت
|