تبليغاتX
کلوخ
کلوخ

نسبم شاید به زنی فاحشه درشهربخارابرسد

HOMEPAGE E-MAIL kolokh

به همین راحتی!

جمعه بیست و یکم دی 1386-9:34 - سعید

 

آخه چرا من نباید بدونم؟ چرا؟؟؟واسه چی عین خیالتم نیست؟ هر چی هم که ازت میپرسم درست حسابی جواب نمیدی... تو رو خدا جدی باش من مثلا همفکرتم،زنتم... حالا چرا اینجوری رانندگی میکنی... حواست کجاست؟کله ت چرا عین پنکه داره اینور و اونورمیچرخه؟ دنبال چی میگردی؟..هان؟ -چیه عزیزم! صبر کن! یه دقیقه صبر کن حواسمو پرت نکن بزار از این آقاهه آدرس رو بپرسم...آقا ببخشید کوچه شهید علی چپ کجاست؟!!!

-همین کوچه ست . درست اومدین همینجاست البته تهش رو کندن ...مثل سابق راه دررو نداره...آهان... مرسی آقا

-راستی عزیزم این دوستمون که داریم میریم مغازه ش،همه ی جنساش اصل فرانسه س ، اگه خواستی واسه آبجی جونتم یه سری لوازم آرایشی، کِرِمی، چیزی بردار،بدنیست

-مرسی عزیزم توخوبترین وشفافترین مرد دنیایی!!!



لینک ثابت

نمیدونم

شنبه پانزدهم دی 1386-2:8 - سعید

شما همسر متوفی هستید؟بله جناب سروان!خب ، علت مرگ رو چی بنویسم...بنویسید از خوشی مرد! 

 



  

لینک ثابت |

گاوِ مش حسن

پنجشنبه سیزدهم دی 1386-4:31 - سعید

نام ونام خانوادگی:گاوِ مش حسن

جرم:اغتشاش درمزرعه  

حاج آقا منو اشتباهی گرفتن، من یه حیوون بی آزارم... به حضرت عباس، من گاو مش حسن نیستم من یه کرگدن بی خاصیتم

 



لینک ثابت

تقابل سنت ومدرنیته

سه شنبه یازدهم دی 1386-10:32 - سعید

- حاج اسدالله واسه شب آبگوشت بزارم یا کوفته قلقلی می خوری؟

- نه مولود؛ امشب به برکت مولا سالگرد عروسیمونه؛ ساعت هفت از حجره میآم ,اون مانتو خوشکله تو بپوش با هم بریم «رستورانِ چی چی لی لی» یه پپرونی مشتی بزنیم!

 



 

لینک ثابت |


تمام حقوق این قالب متعلق به kolokh میباشد.