تبليغاتX
کلوخ
کلوخ

نسبم شاید به زنی فاحشه درشهربخارابرسد

HOMEPAGE E-MAIL kolokh

بیابغلم کن

دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386-0:58 - سعید

 

یادته روزهای اول رفته بودیم دربند وقتی برگشتیم خونه تو داشتی از سرما میلرزیدی ولی بعدش اونقدر گرمت شد که شرشر عرق می ریختی؟نه یادم نمیادعزیزم خواهش میکنم سعی کن یادم بیاری! بابا چطور یادت نمیاد! وقتی داغ شدی با صدای لرزون زیرگوشم گفنی امروز دلچسب ترین روز زندگیت بوده...آره یه چیزایی داره یادم می آد ! اینجاچقدر سرده ،پاهام بدجوری بی حس شده عزیزم!



 

لینک ثابت |

یونجه را می فهمم

شنبه هجدهم اسفند 1386-23:42 - سعید

به بزغاله شناس دانشمند جناب قصابزاده رای میدهیم، باشد که وجودگرامی ایشان در راس امور مایه ی چرب وچیلی تربودن یونجه های مصرفی این زبان بسته گان باشد...حقیقتا وجود این اندیشمند متعهد میتواند زمینه ساز رشد روز افزون بره گان نسل آینده باشد

 «ائتلاف گوسفندان یونجه طلب ایران اسلامی»



 

لینک ثابت |


تمام حقوق این قالب متعلق به kolokh میباشد.