|
میگم حاجیه خانم اون ابابیله که باد میخوره و کف میرینه، تو اگه راس میگی و اشتها نداری و یه عالمه چیز پسله پنهون نمی لنبونی پس این بقچه بندی نُه منی قبر کدوم آخوندمفتخوره؟ من که میدونم تو ایل و تبار شما، داغ شکم از داغ عزیزون بدتره. تا میبینه که دستش رو شده و پته اش رو آب افتاده، با قر و غمزه لپهای گوشتالوشو به ریش نتراشیده ام میچسبونه و دُم می جنبونه که حاج آقا درد و بلات توی سرم از شما عباسی از ما رقاصی!
|