عشق...س.ک.س ...سیاست...فلسفه و یا هراتفاق وچیزی که به نوعی براحساسات من اثربگذارد حالا نتیجه اش هرچه که باشد ؛چه خوشایند وچه آزاردهنده،ممکنست ذهن من را وادارد که دراینجا چند کلمه ای برای خودم خط خطی کنم...نوشته های مفهومی من، نمیتواند برای دیگران جدی باشد
بااینکه پدرانم همه شهر نشین بوده اند! اما در روح وتنم حَسنکی روستایی حلول کرده است که در سایه سار ِ دیوارِ باغ ِحاجی رجب ، روغن یونجه بر تن میمالد وبا صدای دلنشین گوسپندان حس غریبی میگیرد ،رویایی! پدرانم اما همه شهر نشین بوده اند!